محمد مهدى ملايرى

393

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و بدين‌ترتيب در تشكيل ماندابها بر عوامل طبيعى عامل ديگرى هم افزوده مىشود و آن انسان ويران‌گر است . باز هم سخنى از ماندابهاى جنوب عراق دربارهء ماندابهايى كه در اثر شكسته شدن سدّ و بندهاى رودهاى سركش و آبگيرهاى بزرگ در جنوب عراق تشكيل يافته و هنوز هم به نام هور در همانجا گسترده است در گفتارى پيش از اين در استان شادشاپور كه چند تسوى آن‌هم در اثر همين رويداد به زير آب رفته و جزء همين ماندابها شده بود شرح مختصرى گذشت در اين‌جا اين توضيح هم بدان اضافه مىشود . در شكسته شدن سد و بندها در اين دوران چه بسا عوامل انسانى مؤثرتر بوده‌اند تا عوامل طبيعى ، زيرا اين سدّ و بندها يا چنان كه گذشت مانند سدّ عبدسى به وسيلهء مهاجمان شكسته مىشده و يا به سبب اشتغال ايرانيان به جنگ با اعراب و پىآمدهاى آن ، كه شايد كوچهاى متعدّدى را هم به دنبال مىداشته ، فرصت پرداختن به تعمير سدّ و بندها از دست مىرفته زيرا كسانىكه مىبايست به چنين كارها بپردازند در جايى قرار و استقرار نداشته‌اند . شرحى كه ياقوت دربارهء همين ماندابهاى جنوب عراق كه در كتب عربى آنها را بطائح ( - جمع بطيحه ) مىخوانند نوشته است چون تا حدى وضع اين مناطق و كيفيت برخورد با ويرانيهايى كه در اثر عوامل مختلف در سدّ و بندها به وجود مىآورده است روشن مىسازد در اينجا بخشى از آن نقل مىشود : وى گويد : بطائح سرزمين پهناورى است ميان واسط و بصره كه در قديم روستاهايى به هم پيوسته و سرزمينى آباد بود ، و چنين اتفاق افتاد كه در روزگار خسروپرويز دجله و فرات طغيانى عظيم كردند خارج از عادت ، و خسروپرويز از جلوگيرى آن عاجز ماند و آب مقدارى از زمينها و روستاها را گرفت و مردم آنها آنجا را ترك كردند و چون آب فروكش كرد و او دوباره درصدد تعمير آن سدّها برآمد مرگ به او امان نداد و پس از او هم فرصتى براى اين كار به دست نيامد . و هنگامى كه با ظهور اسلام ايرانيان به جنگ با اعراب اشتغال يافتند و